تبیین ارتباط بین مدیریت سود و کیفیت حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس 

قسمتی از متن پایان نامه :

مدیریت سود

به علت قابلیّت انعطاف پذیری ذاتی که در بعضی از استانداردهای حسابداری هست و تفسیر و بکارگیری این رویه ها، در بسیاری از موارد تابع قضاوت و اعمال نظر مدیران می باشد. این فرصت برای آن ها فراهم شده تا با بهره گیری از تکنیک های متنوع مانند اقلام تعهدی حسابداری، سود گزارش شده را مدیریت نمایند. بنابرین سود حسابداری ممکن می باشد عملکرد واقعی حسابداری شرکت را منعکس ننماید. از آن جایی که این رفتار مداخله گرایانه (مدیریت سود) ممکن می باشد بر کیفیت اطلاعات افشا شده و مفید بودن آن ها برای تصمیمات سرمایه گذاری اثر داشته باشد، احتمال دارد اعتماد سرمایه گذاران به فرایند گزارشگری مالی را تقلیل داده و گذشته از این ممکن می باشد موجب تخصیص نادرست منابع کمیاب اقتصادی به سمت سرمایه گذاری ها با کارایی اندک گردد همان گونه که تصریح گردید، امروزه مدیریت سود یکی از موضوعات بحث انگیز و جذاب در پژوهش های حسابداری به شمار می رود. به دلیل این که سرمایه گذاران به عنوان یکی از فاکتورهای مهم به رقم سود توجه خاصی دارند این پژوهش ها از جنبه رفتاری، اهمیت خاص خود را دارد. به این ترتیب، سرمایه گذاران با اطمینان خاطر بیشتر در سهام شرکت هایی سرمایه گذاری می کنند که طریقه سود آنها با ثبات تر می باشد .

فلسفه مدیریت سود، بهره گیری از انعطاف پذیری روش های استاندارد و اصول پذیرفته شده حسابداری می باشد. البته تفسیرهای گوناگونی که می توان از روش های اجرایی یک استاندارد حسابداری برداشت نمود، از دیگر علت های وجود مدیریت سود می باشد. این انعطاف پذیری دلیل اصلی تنوع موجود در روش های حسابداری می باشد. در زمانی که تفسیر یک استاندارد بسیار انعطاف پذیر می باشد، یکپارچگی داده های ارائه شده در صورت های مالی کمتر می گردد. اصول تطابق و محافظه کاری نیز می تواند باعث مدیریت سود گردد (نوروش و همکاران،1384،ص168)1. برخلاف اینکه، اکثر افراد هموارسازی را سوءاستفاده از انعطاف پذیری در گزارشگری می دانند، به نظر ما، مدیران باخرد که هدفشان افزایش ارزش شرکت هایشان می باشد، در چارچوب الزامات قانونی و حسابداری اقدام به بیشترکردن ارزش شرکت تحت نظر خود، بهره گیری می نمایند. (کیرشن هایتر و ملومند، 2002،ص 17) 2. پیش روی، اگر داده های آورده شده در صورت های مالی به زیان صاحبان سود تغییر کند، تقلب مدیریت در جهت مقاصد فردی اش به شمار می رود.

هانت[1]، مویر[2] وشلوین[3]، (1997) مطالعه کرده اند که آیا صلاحدید مدیریت که در مدیریت سود اعمال می گردد، بر ارزش شرکت تأثیری دارد یا خیر؟ یافته های پژوهش های آنها نشان داد که نشان دادن رقم پایین تر برای سود حاصل از اقلام معوق، باعث افزایش ارزش بازار سرمایه می گردد. عیان می باشد هنگامی که نظرهای شخصی مدیریت باعث کاهش سود می گردد، یکپارچگی داده های ارائه شده در صورت های مالی تحت تأثیر قرار خواهد گرفت.

بازی با «ارقام مالی» (نامی که گاهی اوقات برای مدیریت سود به کار می رود) می تواند تأثیر کاملا منفی، در هنگام کشف شدن باقی بگذارد. «با بهره گیری از حسابداری مدیریت سود، مدیریت می تواند تصورهای سایرین نسبت به عملکرد شرکتش را تغییر دهد. ارزیابی قدرت سودآوری شرکت ممکن می باشد به اشتباه تعبیر گردد و باعث تعیین نامناسب قیمت اوراق بدهی و سرمایه گردد. هنگامی که اشتباه هایی کشف می گردد شرکت دیگر اطمینان بازار را به دست نخواهد آورد و این باعث کاهش شدید قیمت اوراق بدهی و سرمایه اش خواهد گردید (مافورد و کومیسکی، 2002،ص 8)[4].

مدیریت سود زمانی رخ می دهد که مدیران قضاوت خویش را در گزارش گری مالی و در نحوه ثبت وگزارش های مالی بصورتی وارد نمایند که تغییر در محتوای گزارش های مالی، بعضی از سهامداران را نسبت به عملکرد اقتصادی شرکت گمراه نماید و بر معیارها و پیامدهای قراردادی که وابسته به ارقام حسابداری گزارش شده اند تأثیر گذارد. مانند مواردی که مدیران می توانند بر آنها اعمال قضاوت نمایند عبارتند از: عمر مفید دارایی ها و ارزش اسقاط دارایی های بلند مدت و برآورد مطالبات مشکوک الوصول و انتخاب یک روش از بین روشهای مختلف حسابداری کالا و استهلاک و سرمایه گذاری ها و تخصیص هزینه ها در قیمت تمام شده و … . تمامی این موارد، جزیی از اقلام تعهدی حسابداری هستند که مدیران در ارتباط با آنها دارای اختیار می باشند. بدین ترتیب اعمال آنها که منجر به اعمال مدیریت سود می گردد جزء اقلام تعهدی اختیاری هستند اما اقلام تعهدی غیر اختیاری بواسطه مقررات و سازمان ها و دیگر عوامل خارجی محدود هستند و در اختیار و کنترل مدیریت نیستند. لذا مدیریت امکان تغییر آنها را ندارد. در متون حسابداری از اقلام تعهدی اختیاری بعنوان شاخص مدیریت سود نام می برند. در بعضی از متون تحقیقی از اصطلاح مدیریت عایدات بجای مدیریت سود بهره گیری شده می باشد.

این در حالی می باشد که بین مفهوم سود و سود خالص با عایدات در متون تئوری حسابداری تفاوت هست؛ بطوریکه عایدات خود بخشی از سود خالص می باشد و سود خالص بخشی از سود جامع ( آلتمن، 2001، ص145) [5].

تأثیر اصلی گزارشگری مالی انتقال اثربخش اطلاعات به افراد برون سازمانی به روشی معتبر و به موقع می باشد. برای انجام این مهم، مدیران از فرصت هایی برای اعمال قضاوت در گزارشگری مالی برخوردار شده اند مدیران می توانند از دانش خود درمورد فعالیت های تجاری برای بهبود اثربخشی صورتهای مالی به عنوان ابزاری برای انتقال اطلاعات به سرمایه گذاران و اعتباردهندگان بهره گیری کنند. با این حال چنانچه مدیران برای گمراه کردن بهره گیری کنندگان صورت های مالی (درون و برون سازمانی) از طریق اعمال اختیارات خود در زمینه گزینش های حسابداری اختیاراتی داشته باشند، احتمال می رود مدیریت سود رخ دهد. فرضیه های اصلی مطرح شده  )واتز و زیمرمن ، 1986،ص155) [6] فرضیه های طرح پاداش، فرضیه های قرارداد بدهی و فرضیه های هزینه های سیاسی هستند که در زیر تشریح می گردد:

  1. 2. Kireschenheiter & Melumad,2002,p17

[1].Hun

[2].Moyer

[3].Shelvin ,1997

[4].Mulford & Comiskey,2002 ,p8

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

  1. Altman,2001,p145
  2. Watts & Zimmerman,1986,p155

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 

اهداف  پژوهش:

اهداف علمی پژوهش

اعتبار و ارزش قوانین هر علمی به روش شناختی که در آن علم به کار می رود، بستگی دارد هدف علمی این پژوهش ارزش و اعتبار بخشیدن به فرضیه های پژوهش با بهره گیری از روش های ذکر گردیده درآن می باشد، در این پژوهش به مطالعه ارتباط بین مدیریت سود و کیفیت حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شده می باشد، امید می باشد این پژوهش بتواند در بالا بردن دانش عمومی مورد نیاز بهره گیری کنندگان از اطلاعات حسابداری موثر بوده و معیاری برای ارزیابی عملکرد حسابرسان فراهم نموده، همچنین زمینه ای برای پژوهش های آتی در سایر مراکز آموزشی و پژوهشی فراهم کند.

اهداف کاربردی پژوهش

حل معضلات کنونی مربوط به کیفیت و صداقت گزارش های مالی وارائه اطلاعات مناسب، مطمئن، به هنگام و ارتقای آنها در دستیابی به بورس پویا و پایدار بایستی همواره مورد توجه قرار گیرد. با در نظر داشتن اینکه تحلیل گران مالی و شرکت های سرمایه گذار به عنوان عوامل اصلی بازار سرمایه محسوب می شوند، شرکت های سرمایه گذاری، تحلیل گران بازار سرمایه و کارگزاران بورس اوراق بهادار وتدوین کنندگان استانداردهای حسابداری وحسابرسی بعنوان اصلی ترین کاربران این پژوهش محسوب

می شوند. ارائه اطلاعاتی در ارتباط با مدیریت سود و ارتباط آن با کیفیت حسابرسی در شرکت های سرمایه پذیر می تواند شرکت های سرمایه گذاری وتحلیل گران بازار سرمایه را در تصمیم گیری های مربوط به سرمایه گذاری یاری دهد. همچنین با توجه اینکه ارائه صورت های مالی حسابرسی شده برای پذیرفته شدن در بورس اوراق بهادار الزامی می باشد مطالعه ارتباط بین مدیریت سود و کیفیت حسابرسی  می تواند اطلاعات مفیدی برای کارگزاران بورس فراهم نموده ومعیاری برای ارزیابی  ارائه منصفانه صورت های مالی این شرکت­ها باشد.

رعایت نکردن الزامات افشای اصول پذیرفته شده حسابداری ممکن می باشد به گونه مستقیم به کیفیت ضعیف کار حسابرسی مربوط باشد، و رعایت اصول پذیرفته شده حسابداری با افزایش اندازه موسسه حسابرسی افزایش یابد. لذا مطالعه ارتباط بین کیفیت حسابرسی ومدیریت سود می تواند اطلاعات مفیدی را در جهت تدوین استانداردهای جدید در اختیار تدوین کنندگان استانداردهای حسابداری و حسابرسی قرار دهد. همچنین این پژوهش می تواند با ارائه اطلاعاتی در مورد عامل مدیریت سود واحدهای انتفاعی و ارتباط آن با کیفیت حسابرسی های انجام شده در این واحدها کمکی در جهت اخذ تصمیمات مناسب تر و انتقال صحیح منابع برای آنها فراهم کند.

پایان نامه تبیین ارتباط بین مدیریت سود و کیفیت حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس

پایان نامه تبیین ارتباط بین مدیریت سود و کیفیت حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس

پایان نامه - تز - رشته حسابداری